ابراهيم عاملي ( موثق )
188
تفسير عاملي ( فارسي )
سخن مفسرين : « وَإِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً » 72 ابو الفتوح نوشته است : و مراد بثمود در آيه قبيله است ، ابو عمرو بن العلاء گفت : ثمود براى آن خواندند ايشان را كه ايشان را آب كم بود ، من الثّمد و هو الماء القليل ، و مسكن ايشان در حجر « با كسر حاء و سكون جيم - قاموس » بود ميان حجاز و شام تا بوادى القرى ، و امّا نسب صالح ، هو صالح بن عبيد بن آصف من ماشح بن عبيد بن جادر بن ثمود . طنطاوى : در وادى القرى كه به راه حاجيهاى شامى است به طرف مكّه مداين صالح معروف است و قبل از ميلاد بتصرّف نبطيها بوده است كه ملَّتى بودهاند ساكن ميان عراق عرب و عجم و بوسيله ى مستشرقين سنگ نبشتهاى زياد بخطَّ نبطى از آنجا استخراج شده است ، و اكنون غارهاى زيادى طبيعى و تراشيده آنجا هست كه مسكون بوده است و اكنون بواسطه ى باران مردم فقير در آنها زندگى مى - كنند . « هذِه ناقَةُ اللَّه لَكُمْ آيَةً » 72 طبرى : ابو طفيل گفته است ، مردم ثمود بصالح گفتند : اگر تو پيغمبر هستى نشانه اى بر راستى خود بياور ، او گفت به طرف كوه و كمرى برويد ، آنها رفتند و ناگاه ديدند چيزى در سنگ حركت مىكند مانند بچه كه در شكم مادر مىجنبد ، سپس سنگ بشكافت و شترى در آمد . ابو الفتوح نوشته است : اضافه ى او با خداى تعالى اضافه ى تخصيص است از براى آن كه خداى تعالى او را خلاف آن آفريد كه ديگر شتران را ، از اين كار او را به خود اضافت كرد ، و وجهى ديگر آن است كه چون او را بمعجز صالح كرد تا صدق قول او به آن معجز پيدا شود و در صدق قول او صحّت دين خدا باشد او را ناقه ى خود خواند ، و وجهى ديگر آن است كه مالكى دگر نبود آن را جز خداى تعالى ، و آيه در او آن بود كه او از سنگ ملساء بيرون آمد پس از آن كه پنداشتى كه آن سنگ شتر آبستن است ، به او بزاد چنان كه مادر بچه زايد ، و نيز او را شربى بود از آب روزى و بر دگر روز هم چندان كه آب خورده بود شير بدادى . تأويلات كاشانى : شتر صالح مثل عصاى موسى است و خر عيسى و براق محمّد ص